تاریخچه ی جراحی در جهان
جراحان تا دهه هاي آخر قرن 19 به عنوان پزشک شناخته نميشدند و تا دهههاي اول قرن 20 جراحي به عنوان يک شغل واقعي محسوب نميشد. پيش ازقرن 20 جراحان فقط آبسه ها ٬ در رفتگيها وشکستگي هاي ساده را درمان ميکردند و به ندرت هم
آمپوتاسيونهايي انجام ميدادند که البته مرگ و ميربالايي هم داشتند. آنها گاهي تلاش هايي جهتخارج سازي تومورهاي در دسترس انجام ميدادند. هرچند که برخي از جراحان ٬ شکم را هم باز ميکردند اماجراحي بر روي شکم و ساير حفرات بدن کاملاً
ناشناخته بود. با وجود تمام نقصهاي جراحي در آن زمان از جمله عدم استفاده از داروهاي بيحسي وبي هوشي و نيز انجام عمل در شرايط غير استريل ٬جراحي همواره به عنوان يک روش معتبر درماني شناخته ميشده است. با پيشرفتهاي شگفت انگيزي که در قرن 18 و اوايل قرن 19 در زمينه پاتولوژي ٬آناتومي و فيزيولوژي رخ داد ٬ پزشکان ديدي جديددرباره درمان بيماريها پيدا کردند که مدتها قبل ازآن بين جراحان وجود داشت يعني درمان بيماري به جاي علامت. در اواسط قرن 19 طب داخلي به سرعت پيشرفت کرد و اين پيشرفت بسيار سريع تر از پيشرفت کند ولي مداوم جراحي در اين زمان بود.
جراحي تا کشف روش هاي بي حسيدر سال 1846و درک مفهوم جراحي در شرايط استريل در دهه هاي18۷۰ و 1880 به شدت محدود بود. روند پيشرفت جراحي در دهه هاي 1880 و 1890 به طرز شگفت آوري سرعت يافت که اين امر چهار دليل عمده داشت:
-1 پيشرفت اطلاعات در زمينه آناتومي بدن انسان
-2 پيشرفت روشهاي کنترل خونريزي وهموستاز در جريان عمل
-3 بيحسي و بيهوشي که اجازه عملهاي بزرگ را ميداد.
-4 شناخت عفونتها و روشهاي به دست آوردن شرايط آسپتيک براي عمل
پيشرفت اطلاعات در زمينه آناتومي بدن انسان
افراد کمي در طول تاريخ توانستند مانند
آندرياس وسالیوس (۱۵۱۴-۱۵۶۴) براي پيشرفت جراحي مؤثر باشند. وساليوس عقيده داشت که شناخت آناتومي بدن انسان فقط با تشريح ساختارهاي بدن ممکن است و اين روش را به يادگيري آناتومي از روي بدن حيوانات ٬ اشتباهي که از 13 قرن پيش از آن توسط روميان و يونانيان پايه گذاري شده بود ٬ ترجيح ميداد.مهم ترين ميراث وساليوس براي جراحي ٬ آموزش عملي تشريح بود.پيشرفت روش هاي کنترل خون ریزی
پاری(۱۵۱۰-۱۵۹۰)در پیشرفت جراحی نقش
بسيار مهمي داشت. وي از سال 1536 تا آخر عمرش به عنوان جراح در ارتش مشغول به کار بود. پاري به جاي استفاده از روغن در حال جوش جهت کوتر کردن زخم هاي گلوله از ترکيبي از زرده تخم مرغ ٬ روغن رز وتورپنتين استفاده کرد. او جهت کنترل خونريزي ناشي از آمپوتاسيون اندام ٬ از ليگاتور کردن عروق به جاي ليگاتور کردن کل اندام ٬ استفاده ميکرد. پاري فردي بسيار متواضع بود و خداوند را معالجه کننده بيماريها ميدانست و جلمه معروفي با اين مضمون دارد:(( من او را درمان کردم ٬ خداوند او را معالجه کرد))شناخت و پيشرفت روش هاي بيحسي
پيش از شناخت داروهاي بي حس کننده ٬ جراحان بايد به جاي دقت ٬ به سرعت عمل جراحي مي انديشيدند. بيماران هم سعي ميکردند که جراحي خود را تا آنجا که ميشد به تعويق بيندازند. تا اوايل دهه 1830 کلروفرم ٬ اتر و ا کسيدنيترو کشف شده بودندو گروه گاز خنده و فروئيک اتر به خصوص در آمريکابسيار معروف بودند. در 16 اکتبر 1846 يک دندانپزشک بوستوني به نام
ويليام تي - جي -مورتون(۱۸۶۸-۱۸۱۹)جان کولينز وارن(۱۸۵۶ـ۱۷۷۸)استاد جراحي بيمارستان عمومي ماساچوست را راضي کرد که به وي اجازه دهد از سولفوريک اتر براي بيماري که قرار بود تحت عمل جراحي يک تومور عروقي مادرزادي کوچک در گردن قرار بگيرد استفاده نمايد. پس از جراحي وارن به شدت تحت تأثير کشف جديد قرار گرفت. چند ماه پس ازاستفاده علني از اتر ٬ اين ماده در بيمارستان هاي سراسردنيا مورد استفاده قرار گرفت.